حواست به منم باشه هنوز داغون داغونم

حواست به منم باشه هنوز داغون داغونم

هنوز از سردی آهم نه میگریم نه می خونم هواست به منم باشه

دارم جون میکنم بی تو چه معصومانه هر لحظه

معنا میکنم درد و حواست به منم باشه

هنوزدرگیر احساسم به جز تو  حتی من گاهی

خودم رو هم نمیشناسم حواست به خدا باشه

تو که این قدر بی احساسی تو که از من به جز اسمم

نمی دونی نمیشناسی حواست به منم باشه

خدایا از تو دلگیرم دارم از غسه میمرم

چرا قسمت همین بوده که محتاج و زمین گیرم

نه آغوشت رو میبینم نه اجابت میکنی دردم

یک کاری کن من از اینجا به آغوش تو برگردم

یک کاری کن بیام پیشت رو لبهام خنده پیدا شه

نزارم منو بیشتر حواست به منم باشه حواست به منم باشه

خدایا زندگی اینجا کنار آدما سخته تو دنیا

هرکی بدتر بود چرا بیدرد و خوشبخته

خدایا کفر حرفه من نزار لبهام به حرف واشه

 برای رفتن از دنیا حواست به منم باشه

یک کاری کن بیام پیشت رو لبهام خنده پیدا شه

نزارم منتظر بیشتر حواست به منم باشه حواست به منم باشه

هنوز داغون داغونم هنوز از سردی آهم

نه میگریم نه می خونم حواست به منم باشه

 

[ دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 ] [ 15:45 ] [ عاشق شکسته ] [ ]